ایده به طور خلاصه

  • 2022-04-9

ماتریس رشد-سهم (همچنین به عنوان ماتریس سبد محصولات نیز شناخته می شود) ابزاری است که توسط گروه مشاوره بوستون (BCG) توسعه یافته است. هدف ماتریس BCG اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری محصول در سطح استراتژیک است. ماتریس در استراتژی شرکت برای تجزیه و تحلیل واحدهای تجاری یا خطوط تولید بر اساس دو متغیر استفاده می شود: سهم بازار نسبی و نرخ رشد بازار. با ترکیب این متغیرها در یک ماتریس، یک شرکت می تواند محصولات خود را محور قرار دهد و تعیین کند که منابع خود را کجا تخصیص دهد، کجا جریان های نقدی خود را به حداکثر برساند و کجا را واگذار کند. بسته به عملکرد بازار، محصولات را می توان به یکی از چهار دسته (ربع) طبقه بندی کرد:

  • ستاره ها
  • علامت سوال
  • گاوهای نقدی و
  • سگ ها

BCG Matrix

سهم نسبی بازار

بروس هندرسون، خالق ماتریس BCG از این متغیر برای سنجش رقابت پذیری شرکت استفاده کرد. معیار دقیق برای سهم نسبی بازار، سهم شرکت نسبت به بزرگترین رقیبش است. این چارچوب فرض می‌کند که افزایش سهم نسبی بازار منجر به افزایش جریان نقدی می‌شود. این به این دلیل است که شرکت از صرفه‌جویی در مقیاس سود می‌برد و در نتیجه رهبری هزینه را نسبت به رقبای خود به دست می‌آورد.

به عنوان مثال، اگر فیلیپس 20 درصد از سهم بازار در صنعت تلفن همراه و سامسونگ (بزرگترین رقیب آن) 60 درصد سهم بازار داشته باشد، این نسبت 1:3 (0. 33) خواهد بود که نشان می دهد سامسونگ موقعیت نسبتاً ضعیفی دارد. اگر سامسونگ تنها 10 درصد سهم داشت، این نسبت 2:1 (2. 0) بود که نشان می‌دهد فیلیپس در موقعیت نسبتاً قوی‌ای قرار دارد. نقطه برش در اینجا 1. 0 است، به این معنی که یک شرکت حداقل باید سهم بازار مشابهی را به عنوان بزرگترین رقیب خود داشته باشد تا بتواند سهم بازار نسبی بالایی داشته باشد.

نرخ رشد بازار

متغیر دوم نرخ رشد بازار است. این متغیر جذابیت بازار را اندازه گیری می کند. اغلب سازمان ها معمولاً برای رشد سریع بازارها تلاش می کنند. چنین بازارهایی بازده بلندمدت سرمایه گذاری را نوید می دهند. با این حال، شرکت ها باید سرمایه گذاری های قابل توجهی را برای دستیابی به رشد بالا در این بازارها فاکتور بگیرند. این سرمایه‌گذاری‌ها کمپین‌های جذب مشتری، افزایش ظرفیت تولید، ایجاد شبکه‌های توزیع و غیره را تامین مالی می‌کنند. آنچه که یک صنعت نرخ رشد بالا یا پایین را در نظر می‌گیرد می‌تواند در بین صنایع متفاوت باشد. با این حال، سرمایه گذاران در ارزیابی سرمایه گذاری های جایگزین، رشد 10 درصدی در سال را نقطه برش معقولی در نظر می گیرند.

به عنوان مثال، اگر سامسونگ در صنعتی فعالیت کند که در آن بازار به طور متوسط 12 درصد در سال رشد می کند، سرمایه گذاران نرخ رشد بازار را نسبتاً بالا در نظر می گیرند.

علامت سوال

سرمایه گذاری ها یا راه اندازی ها معمولاً به عنوان علائم سؤال شروع می شوند. علائم سؤال (یا کودکان مشکل) مشاغل هستند که با سهم بازار کم در بازار رشد بالا فعالیت می کنند. آنها این پتانسیل را دارند که در نهایت سهم بازار را بدست آورند و ستاره شوند (رهبران بازار). در صورت مدیریت خوب ، علائم سؤال به سرعت رشد می کند و بنابراین مقدار زیادی از سرمایه گذاری های نقدی را مصرف می کند. اگر علائم سؤال نتوانند رهبر بازار شوند ، ممکن است در سگ ها انحطاط کنند. این اتفاق می افتد که رشد بازار پس از سالها مصرف نقدی کاهش یابد. بنابراین ، شرکت ها باید علائم سؤال را با دقت تجزیه و تحلیل کنند تا مشخص کنند که آیا آنها ارزش سرمایه گذاری مورد نیاز برای رشد سهم بازار را دارند یا خیر.

نمونه ای که می تواند به عنوان "علامت سؤال" در ماتریس BCG در نظر گرفته شود ، تبلت از فیلیپس است.

ستاره ها

ستارگان واحدهای تجاری با سهم بازار بالا (رهبران بالقوه بازار) در یک صنعت با رشد سریع هستند. این محصولات به دلیل سهم نسبی بالای بازار ، مقادیر زیادی پول نقد تولید می کنند. با این حال ، آنها همچنین برای مبارزه با رقبا و حفظ نرخ رشد به سرمایه گذاری های بزرگی نیاز دارند. شرکت های متنوع با موفقیت همیشه باید برخی از ستاره ها را در سبد سهام خود داشته باشند تا از جریان نقدی آینده اطمینان حاصل شود. جدا از اطمینان که ستاره ها برای آینده می دهند ، آنها همچنین برای مارک تجاری یک شرکت بسیار مناسب هستند.

نمونه ای از محصولی که می تواند به عنوان "ستاره" در ماتریس BCG طبقه بندی شود ، چراغ LED از Philips است.

گاوهای نقدی

سرانجام پس از سالها فعالیت در صنعت ، رشد بازار ممکن است کاهش یابد و درآمد راکد شود. در این مرحله ، ستاره های شما به احتمال زیاد به گاوهای نقدی تبدیل می شوند. شرکت ها به دلیل سهم نسبی بزرگ بازار در یک بازار بالغ ، انتظار دارند سود و جریان نقدی بالایی کسب کنند. با این حال ، به دلیل پایین آمدن نرخ رشد ، شرکت ها کمتر در این محصولات و واحدهای تجاری سرمایه گذاری می کنند. گاوهای نقدی به طور معمول بیش از مبلغ پول نقد مورد نیاز برای حفظ مشاغل ، پول نقد تولید می کنند. از این رو ، شرکت ها برای حمایت از سرمایه گذاری در سایر واحدهای تجاری (ستاره ها و علائم سؤال) ، پول اضافی از گاوهای نقدی را شیر می دهند. گاوهای نقدی در نهایت تعادل و ثبات را به یک نمونه کارها می بخشند.

نمونه ای از محصولی که می تواند به عنوان "گاو نقدی" طبقه بندی شود ، چراغ صرفه جویی در مصرف انرژی فیلیپس است.

واحدهای تجاری در یک بازار رشد آهسته یا در حال کاهش با سهم نسبی کوچک بازار سگ در نظر گرفته می شوند. این واحدها به طور معمول حتی به عنوان مثال ، نه مقدار زیادی پول نقد را ایجاد نمی کنند و مصرف نمی کنند. علاوه بر این ، این محصولات برای حفظ سهم بازار تجارت به اندازه کافی پول نقد ایجاد می کنند. بنابراین ، این محصولات برای سرمایه گذاران چندان جالب نیستند. با این حال ، از آنجا که هنوز پول در این محصولات یا واحدهای تجاری وجود دارد ، احتمالاً سگها واگذار یا انحلال می شوند. معمولاً از محصولات و واحدهای تجاری برای فعال کردن یا در کنار واحدهای با پتانسیل بیشتر استفاده می شود.

نمونه ای که می تواند به عنوان "سگ" در ماتریس BCG در نظر گرفته شود ، تلویزیون پلاسما از فیلیپس است.

ماتریس BCG و چرخه عمر محصول

ماتریس BCG با چرخه عمر محصول ارتباط محکمی دارد. علائم سؤال نمایانگر محصولات یا واحدهای تجاری استراتژیک (SBU) است که در مرحله معرفی قرار دارند. این زمانی است که محصولات جدید در بازار عرضه می شوند. ستاره ها SBU یا محصولات در مرحله رشد خود هستند. این زمانی است که فروش با سریعترین نرخ آنها افزایش می یابد. گاوهای نقدی در مرحله سررسید هستند: وقتی فروش نزدیک به بالاترین آنهاست ، اما نرخ رشد به دلیل اشباع در بازار کند می شود. و سگ ها در مرحله نزولی قرار دارند: مرحله نهایی چرخه ، هنگامی که فروش شروع می شود.

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.